شهربازی تیراژه
تقریباً دو هفته پیش بود که من و گل پسر و مامانی و خاله سعیده رفته بودیم تیراژه تا خرید کنیم برای عروسی عمو محسن. گل پسرما نمیدونم چرا علاقه خاصی به پله پیدا کرده بود هر جا پله و پله برقی میدید میدویید طرفش خلاصه اینکه ما تموم روز رو دنبال پوریا رو پله ها در حال بالا و پایین کردن بودیم تا اینکه چشمش به شهربازی افتاد و ......




مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شهربازی تیراژه
